تبليغاتX
سرسره


سرسره

***لطفا هنگام ورود لبخند بزنید با تشکر ***


یکی از همون معدود مواردی که من بغض میکنم

بقیه ی عکس ها اینجا
اول که عکس اقای توکلی را باچادر دیدم بغض کردم از ناتوان بودنم از اینکه چرا هیچ کاری نمیشه کرد اینها را که دیدم بغض کردم ولی از خوشحالی، همینه دیگه زنا ناراحت میشند گریه می کنند خوشحالم می شند گریه می کنند


نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 0:4 توسط آلما|


تو فیلم انی هال یه جاییش هست که پسره واسه دوست دخترش کادو لباس خواب میخره

دختره هم یه نگاه به پسره میکنه و میگه : اینکه مال خودته کادوی من کـــــــــــــــــــو؟


توی بازار دهنمون و بیب کرد از بس دنبال لباس زیر گشت.

اخرش داماد گفت: تو هرچی بخری و بپوشی من باید در بیارم پس فرقی نداره چی باشه یه چیزی بخر دیگه!!!

نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 15:9 توسط آلما| |

وقتی اول دبیرستان به دلایلی دچار افت تحصیلی و معدلم شد 12 سورپرایزنشدم

وقتی سال بعد معدلم شد 18 سورپرایز نشدم

وقتی پیش دانشگاهی رتبم تو کنکور شد 3000 هزار سورپرایز نشدم

وقتی با این رتبه گه زدم تو انتخاب رشته، رشته ای که به خاطرش صبح می رفتم کتابخونه و شب برمی گشتم را انتخاب نکردم سورپرایز نشدم

وقتی برای اولین بار عاشق شدم سورپرایز نشدم

وقتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم سورپرایزنشدم

وقتی ترم دو یه درس عمومیه تستی ..می با 9.5 افتادم که همه از دم 17 گرفتن واقعا همیشه برام سواله که چی شد؟ نه که مثلا فارسی عمومی بود یا اخلاق نه " مالیه عمومی " و برای اینکه هر ترم با همون استاد ارائه میشد درس نگرفتم ولی ترم اخر مجبور شدم با همون استاد درس و تشریحی پاس کنم بازم سورپرایز نشدم

وقتی کسی که رویاها و ارزوهام و باهاش ساختم گذاشت و رفت پی ارزوهاش سورپرایز نشدم

وقتی به خاطر همه چی و هیچی 7ترمه درسم و تموم کردم تا زودتر از همه چی دل بکنم و گه زدم به معدلم  سورپرایز نشدم

وقتی 3سال خودم و تو خونه حبس کردم تا خودم و ادم کنم و نشدم سورپرایز نشدم

وقتی  پارسال رتبم بین 5000 هزار نفر شد 200 ولی قبول نشدم چون 15 نفر قبول می شند سورپرایز نشدم

حتی وقتی توی دنیای مجازی داشتم عاشق میشدم سورپرایز نشدم بیشتر از اینکه بازی داده شده بودم ناراحت بودم

من دوشب پیش سورپرایز شدم وقتی که، بازی صداقت و شهامت تموم شد و نبردم ، نباختم ولی چیزی هم نبردم چیزی برای بردن نبود، من خر اصلا متوجه نشدم یه طرفه بازی منم و یه طرفش یه پسر!!!

فکرشم نمی کردم وقتی پای علایق و حسادت به میون میاد خوی حیوونی ادم ها میزنه بیرون، یادم رفته بود قبل انقلاب همه دعواها بود سر "زن "بعد انقلاب شده همه دعوا ها سر "مرد" !!! خیلی چیزها یادم رفته بود

از اینکه با گه زدن به من، شیرجه زدی توقلب کسی که حتی 1درصد هم شناخت نداشتی برات خوشحالم درس بزرگی بهم دادی به بیبم

+بازی صداقت و شهامت و که انشالله بلدید؟ راهکار خیلی خوبیه برای اینکه وقتتون را بگذرونید و هم زمان "گه" بزنید به بقیه !!

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 18:18 توسط آلما|

یه روز یه حاج اقای روحانی تصمیم میگیره سر به سر یه راننده اتوبوسی بذاره، رو میکنه به راننده اتوبوسه میگه : آقای راننده شما که زیاد خونه نیستید از کجا می فهمید که بچه هاتون مال خودتونند؟؟؟

راننده هم یه نگاه عمیــــــــقی به  آخونده میکنه و میگه :

والله حاج آقا، ما صبرمی کنیم بچه هامون بزرگ بشند اونوخت اگه شکل ما بودند که هیچ اما اگه شکل ما نبودند می فرستیمشون حوزه تا طلبه بشند


نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 18:1 توسط آلما| |


Design By : Night Skin